مؤلف مجهول
73
شرح قصيده برده ( فارسي )
[ بيت 70 ] 70 كأنّهم هربا أبطال أبرهة * أو عسكر بالحصى من راحتيه رمي گوييا ايشان در گريختن چون پهلوانان لشكر ابرهه بودند ، يا لشكرى كه از دست آن حضرت سنگريزه بسوى ايشان پاشيده شد . [ بيت 71 ] 71 نبذا به بعد تسبيح ببطنهما * نبذ المسبّح من أحشاء ملتقم افكنده شدند بعد از تسبيح گفتن در دست پيغمبر ، مانند افتادن يونس از شكم ماهى . يعنى : گوييا كه اين شياطين در حال گريز دليران و پهلوانان لشكر ابرهه بودند كه بخراب كردن بيت اللّه آمده بودند . يا آنكه اين شياطين در گريختن همچو لشكرى بودند كه در غزاى بدر به سنگريزهها كه از كف دست حضرت رسالت انداخته شد گريزان شدند . و انداختن آن حضرت آن سنگريزهها را بعد از آن بود كه در كف آن حضرت تسبيح حق تعالى مىگفتند ، پس آنها را از كف دست مبارك بدر انداخت ، همچو بدر انداختن يونس پيغمبر كه حضرت عزّت را تسبيح مىگفت از شكم ماهىيى كه او را فرو برده بود .